هیچ جایی وجود ندارد که
هیچ جایی وجود ندارد که به طور اتوماتیک ازحقوق یک نفر ــ در زمینه مسایل کاری ــ حمایت کند .اگر میخواهی حقوق ات را بگیری باید بیفتی به تب وتاب وهزار راه را بروی.
بعد ازچندین ماه وماه و چندین روز و روز وقتی حقوقی را که بر اساس آن قراردادی که با من بسته اند ــ وبدترین قرارداد برای یک کارشناس است ــ پرداخت نمی کنندویک قرارداد کذایی با من می بندد که کاملن بر اساس سلیقه یک نفر یا چند نفر در یک سازمان است .( مبلغ قرارداد منعقد شده با من در ماه ۳۲۰ هزارتومان بود که آن را نمی دهند وحقوق من را بر اساس قرارداد دیگر یعنی ماهی ۱۸۰ هزارتومان پرداخت کرده اند) چه می شود کرد ؟؟ افراد زیادی هستند در ادارات وسازمانها وشرکت ها که به این بی بند وباری مسیولین گرفتارند.به این بی بند وباری رایج در پرددخت حقوق ...
از حقوق حرف زدم نه از حق .فکر می کنم حق با آن که مفرد کلمه ی حقوق است اما از آن جمع تر است .یعنی بازتر است .من از حق حرف نزدم که حرف زدن در این مورد وحشتناک تر است .ممکن است به طور محلی به حقوق تو فکر کنند اما در مورد حق تو از روشهایی استفاده می کنند ــ چه دیالوگ هایی! ـ که کاملن حق خودت را در نظر خودت ناحق جلوه بدهی .البته این ریشه در فرهنگ ما دارد . و فرهنگ ما - از هر زمانی - میل پیدا کرده است به انکار واقعیت های خود.
وقتی مسیولی - همکاری - و .... میگوید تو باید سالها در اداره کار کنی تا آبدیده شوی واز حقوق ومزایا بهره مند شوی اشاره به تلاشها ی بی مورد وکج فهمی های ما از کار وزندگی دارد.وقسمتی از این فرهنگ نادیده گرفته شدن حق است . نادیده گرفتن قسمتی از زمان . وزمان را ما به شکلی مبتذل می خواهیم به تمسخر بگیریم.
باید بگذاری حق ات را زیاد بخورند تا صاحب حقوق شوی.در انتخابات ریاست جمهوری خیلی ها با این ایده به پای صندوق ها رفتند :ما به کسی رای میدهیم تا حق هایمان ـ؟؟؟ــ پایمال شود ونادیده گرفته شود بعد این قدر حق مان خورده شود تا کسی بیاید به حقوق مان برسد .یا خودمان ....
چه میخواستم بنویسم؟
آها
هیچ جایی وجود ندارد که به طور خودکار در هنگام لزوم از حق افراد حمایت کند .ما این مکان را داریم - در -ایران و... - اما ان را دور از دسترس قرار داده ایم .آن را از دسترس بشر دور کرده ایم . بروید از پیرزنها در روستا ها بپرسید ببیند چه جوابهایی می دهند ؟ آن مکان به پیرزن ها نزدیک تر است .والبته پیرزن ها به یک مکانی دیگر نزدیک ترند .آنها دم مرگ هستند و مرگ دم آنهاست .انها به ان بالا اشاره می کنند . چرا که می خواهند به آن پایین بروند.
چه؟سم؟