خصوصیت دشت های ورم کرده

 خصوصیت دشت های ورم کرده

 

چند روز قبل از غروب آفتاب

یکی از پاهای ام را از بدن ام کشیدم بیرون

کشیدم بیرون و دست گذاشتم بر پیشانی

انسان هایی بی شرف از کنارم رد شدند

 با تنبان هایی آغشته به فقر کامل

بوی تن ِ سرخ تراکتور پیجیده بود در دشت

احساس کردم در جایی تنگ و نمور

 سه نفر دارند زردآلوی چسپیده به هسته ی زردآلو را می مکند

احساس کردم کسی دارد از ته دل دعا می کند

 برای پیروزی زالو و هسته زالزالک بر حلق نکبت بار و معصوم کودکان چهارساله ی دهکده های مجاور

احساس کردم شخم زدن زمین در پاییز یک دستور الهی است

  

حق با چه کسی است؟

حلزون یا کبوتر؟

تاکید بر تهی دستی برای بالا رفتن  در سربالایی ها  پدرمان را در آورده بود

 

ماده ی مغموم بین ران های تراکتور

و 

شیره ی جان آدمی در گلوگاه ِ بز کوهی

ما کی پیروز می شویم؟

 

همه ی چشمه ها لااباالی  هستند

پر از بدن اند

و ناحیه ی صورت در آن ها مخلوط است با شکوفه هایی از جنس جوشکاری

 

چند روز بعد از تشریح خاصیت معدنی آب ها  برای گردشگران

 من به طور طبیعی مردم

در مراسم خاکسپاری یک حلزون آمده بود

و یک تراکتور کامل 

که رویش نوشته شده بود

از حلقومت می کشم بیرون

 

گلشیری

 

هوشنگ گلشیری

اصفهان ۱۳۱۶

تهران ۱۶ خرداد ۱۳۷۹