نظر رویایی
بیش از ۲ ماه(؟) می شود که یدالله رویایی بخش نظردهی سایتش را برداشته است.بخش نظرات سایت رویایی شاید تنهاترین وعینی ترین بخش ارتباطی بود که هر یک از ما ایرانی ها می توانستیم با شاعری داشته باشیم که از نسل شاعران وبزرگان دهه ی چهل به بعد مانده است .اگر چه این ارتباط باز هم تا حدود زیادی یک طرفه بود ویدالله رویایی (به دون استثنا ) برای هیچ وبلاگی نظر ننوشت وفقط جواب بعضی از مخاطبان وبلاگش را در همان بخش نطرات سایتش می نوشت. هیچ یک از شاعران و نویسندگان فارسی زبان که سنی از آنها گذشته باشد و جزء نسل هایی باشند که بزرگی نام هایشان بر ادبیات ما سنگینی کند و گاهی علاوه بر نام هایشان آثارشان – این قدر راحت ودم دست نشدند .در واقع به طور مدرن – در بهترین شرایط- دم دست نشدند. از بین شاعران ،داستان نویسان ، نماشنامه نویسان و دیگر نویسنده های ادبی وهنری چون احمد شاملو ، رضا براهنی ، هوشنگ گلشیری ، بیژن نجدی، سیدعلی صالحی، مهدی اخوان ثالث ،علی باباچاهی فروغ فرخزاد ، رحمانی و. . . تنها این رویایی بود که هم این شانس را داشت که بخشی از عمرش را در دوران وب نویسی قرار گیرد وهم خودش به این نتیجه برسد که باید در اینترنت بنویسد آن هم به صورت وبلاگ نویسی. اگرچه افرادی چون باباچاهی ودکتر رضا براهنی وسید علی صالحی در دورانوب نویسی قرار گرفته اند اما به این نیاز - نوشتن در فضای اینترنت- انچنان پی نبردند یا ان را جدی نگرفتند چنانچه براهنی وقتی برای خود سایتی دست وپا کرد تا ماه ها وماها فقط دو تا عکس در آن بود وبالاخره هم بسته شد. اما رویایی نیز پس از دو سه سال وبلاگ نویسی بخش نظرات وبش را برداشت. واین می تواند نشانه خوبی نباشد ، هم برای رویایی وهم برای ادبیات ما وهم برای ادبیات ما در اینترنت. به گفته رویایی بیشتر کسانی که برایش نظر می نوشتند نویسنده نبودند (البته بیشترشان نویسنده بودند اما نویسنده های جوان نه آن چه مد نظر رویایی بودند) ویا چیزی که می نویسند مطلوب نیست _ مطلوب ادبیات - وبه همین خاطر رویایی این بخش را برداشت تا کسی نتواند برایش نظر بنویسد. بالاخره همان ارتباط یک طرفه هم برداشته شد:
" عباس عزیز
خواهش می کنم در این وبلاگ ستون نظر خواهی ها (کامنت ها ) را ببند .چون چیزی به خواننده نمی دهد.آمار نشان می دهد که معمولا یک یا دو درصد خواننده های من کامنت می نویسند ودراین یک یا دو درصد هم، جز چند نام آشنا ومعتبر ، همیشه آن هایی کامنت می نویسند که نمی نویسند، یعنی اهل نوشتن نیستند.فقط شعر می گویند ویا با نام مستعار حرف های مستعار می زنند که در وقت خواننده های من ودر سطح این وبلاگ نیست. ما برای تلف کردن وقت نداریم.پس بهتر است این پنجره را ، بقول خودت ، گِل بگیری.د "( بخشی از نوشته رویایی در وبلاگش http://royaee.malakut.org/archives/2008/04/post_92.html )
این روزها در وبلاگ ها که میروی با نظراتی روبه رو میشوی که نه تنها نظر نیستند بلکه حتی چیزی ضد نظرهم نیستند . نظرات جنس ندارند نه نرند نه ماده .تمایل به هیچ هماغوشی وسکس با ذهن ندارند .دو جنسی هم نیستند .از ذهن نویسنده ی این روزهای ایران بیرون می آیند واین روزها واین سالها – شاید مثل همه سالها –نویسندگان ایران ودر کنارشان شاعران که بازهم نویسنده اند از نظر من- برخلاف نظر رویایی – در روابط قدرت وحاکمیت ومحکومیت گیج شده اند. تخلیه فشار بیرون و درون است .
نویسندگان ما در بیرون از اینترنت خرفت بوند وحالا که امده اند اینجا خرفت تر شده اند.
اینکه من به روزم ویا با فلان مطلب منتظرتان هستم ( بعضی با ترفند پست مدرنیستی برای پوشاندن معصومیت خود غیر مستقیم اعلام میکنند که به روز هستند یعنی سطری از شعرشان را به عنوان پیام می دهند وکی تعیین میکند به روزند ؟ دستگاه گوارش وزیرفرهنگ ؟!!)
هیچ کس بر هیچ کس تاثیر نمیگذارد یا لااقل حوزه تاثیرگیری ازهم دیگر بر همدیگر به صفر رسیده است واین درحالیست که همه شبیه هم مینویسند .نوشتار سیاسی ها به هم شبیه شده است.نوشتار نقاشان به هم شبیه شده است ونوشتار بیشتر نویسندگان وشاعران و....
انگار کسی نیست که به خورشید وسیاره ای نگاه کند ونام روزهای هفته را براساس آن نامگذاری کند .هر کس به خودش نگاه میکند وبه خیابان که می رسد نورخودش را میبیند که دارش خفه اش می کند.
وقتی بر میگردم وبعضی نظرهای وبلاگم را در چندسال گذشته نگاه میکنم می بینم دوستان زیادی دارم که در کوسشعرگویی بسیارماهرند.وشاعرند ونویسنده اند.وووو