در راه روی دادگاه

میوه ی جوان غلت خورد و رفت لای پاهای قاضی

وقاضی از پله ها بالا می آمد

با سایه ای که از پله ها پایین می رفت وبوی گلدان ها را با خود می برد

سایه از تن جدا شده بود

 

در راه روی بیمارستان

علامت روییدن سرو

بر لباس بیمار

به دهان باز پرستار لبخند می زد

ودهان باز

تا  شکار  جسم  

به اندازه ی یک بابونه ی وحشی فاصله دارد

 

 

در راه روی پاساژ

زنی میانسال گم شده بود

زنی میانسال که در  محور افقی  جسم اش به انسان شبیه بود

ودر محور عمودی

همه به او خیانت کردند

حتی شوهرش

 

در راه روی باران

زمین به یک دندان شبیه است

که هنگام پرت شدن به هیچ دندانی شبیه نیست

 

در راه روی فاحشه ای مغموم

کانال های تلویزیون در حال آشپزی  با جک های گیاهی هستند