شعر در اوس

 
در اوستان ما  شعر ها- هر متن ها-  زندگی نمی کنند .وجود داشتن اش یا نداشتن اش مساله ای دیگر می تواند باشد.در اوستان شما شعر چه می کند ؟ خودتان در کدام اوستان اید؟

در اوستان ما شاعران - هنرمندان - آرزوهای بزرگ دارند ولی ایده های کوچکی دارند .ویژگی های مهم  هنرمندان اوستان ما را می توان به این صورت نوشت:

))((٪،×٪×،*!٬٫٫٬٬٫¤٫٬¤!٬٪×٪،×،**()*،*()آأأإژإّ»*،ءةیإأی یإأإئء]*٪٪ًًًٌٌٍٍئیـ*]*)])،ء کؤْXئٌژیٍVإً‌أُ٪Nآِِ×ءةَ

 

در کدام اوستان است که شعر وقتی گرسنه شود به قهوه خانه ای رستورانی ... برود ؟ به باقی موارد کاری ندارم .الان هوا سرد است .بیشتر ازاین به هر دندانپزشکی شاید بر بخورد؟

راستی  مگرچطوری ؟مگر امروز شعرهایت را مصرف نکردی؟

 

بخشی کوتاه  از نمایشنامه ی دیدار

 

این تحقیقات از صفحه ی پنج کتاب های خطی نگهداری شده در موزه ی شبکه بندی دیدار برداشت  شده است

 

شخصیت ۱: 

تکیه کلام عمومن کالای فرهنگی قابل رد وبدل بود .در ان زمان که اتش کشف شد نیاز به ابزار ذهنی قدرتمندی در دل موجودات نشسته بر گرد اتش پدید امد.با توجه به مطالعات آقای جیم وخانم نامرد از مهره های ستون فقرات این موجودات اشکار گشت که اندوه عظیمی به مدت چند شبانه روز استخوان این بیچاره گان را در بر گرفته بود .حرکت فراوان ذهنی ی استخوان ها در نهایت تبدیل به کشف آتش شده بود وکشف اتش باید یک سرگرمی ی زیربنایی را به وجود می آورد  

اولين سرگرمي ي ريربنايي بر اساس نوع وچگونگي اندوه مشاهده شده ، تكيه كلام بوده است .اين تكيه كلام كه نشانگر شروع اولين درماندگي انسان است ،همواره با تغييرات محيط وتحت تاثير شرايط اكولوژيكي در نوسان بوده است.(!) لازم به ذكر است كه بعضي از زيست شناسان زبان شناس اعتقاد دارند كه آتش وتكيه كلام همزمان كشف شدند .اما بعضي از ديگر متخصصين امر ، مخالف اين نظريه هستند .آنها مي گويند اگر همزماني ي اين دو را قبول كنيم آنگاه بايد شاهد موجوداتيبوديم در شكل انسان اما با روحيه اي ديگر . قابل ذكر است كه هيچكدام از اين دانشمندان منظور خود را به طور واضح از روحيه اي ديگر بيان نكردند.

انسان دوران پارينه سنگي – ودر همه ي دوران ها-  تلاش زيادي را جهت صدور تكيه كلام هاي خود به حوزه ي فرهنگي ساير موجودات نمود.اما روابط نامناسب ديپلماسي از سوي سفيران فرهنگي طرف مقابل مانع از انجام اين كار شد.اسكلت بندي استخوان ها مهمترين عامل در تعيين روابط بوده است. شايد بتوان انقراض دايناسورها را ناشي از گنديدن تكيه كلام ها ئر اين دوران دانست.چرا كه توليد انبوه تكيه كلام با ايده ي بسط وگسترش سرگرمي فرهنگي زيربنايي در جهت رفع دردزايي واندوه فزايي ، باسياست هاي حاكم بر طبيعت وذات امور ان دوران در تضاد بوده است.البته ناگفته نماند كه دايناسورها پوپوليست وار دم خود را تكان مي دادند. در حال حاضر مورچه ها مسئوليت نگهداري وگسترش  تكيه كلام هايي را دارند كه در طول حيات بر روي كره زمين وجود داشته اند .

 

به تعویق انداختن

 

اقليماي عزيز

زيادي جاي تعجب ندارد . ما در كشوري زندگي مي كنيم كه به تعويق انداختن مسايل كلان وجزيي به مثابه امري خوشايند در رگ وپي دولت وملت ودر نگاهي بهتر در فرهنگ نفوذ كرده است .بعضی چیزها باید به تعویق انداخته شوند چون مهم نیستند .برای هرکس چیزی یا چیزهایی  مهم نیست و به عقب انداخته  می شوند .

 فرهنگ را ياافراد عادي جامعه مي سازد يا بدنه ي دولت و يا قشرتحصيلكرده وفكور جامعه .آنچه فرهنگ مي شود آن چيزي الزاما نيست كه مي خواست بشود.‌‌‍ در ا‌ين ميان روشنفكران چقدر نقش به سزايي دارند. (قرار بر اين است كه  همه ي آنهايي را كه با وقت گذراني در خيابان ها ، انجمن ها ، همايش ها ، كافي شاپ ها وشعار دادن وعمل نكردن زندگي مي كنند  و گاهي يا هميشه به هم پز مي دهند و.... روشنفكر بناميم)

  نيروگاه اتمي  بوشهر قرار بود در طول 6 -7 سال ساخته شود .از سال52 تا حالا چند سال مي شود؟ اين طول زماني كه گل وگشاد شده  ، ديگر طول نيست كه يك عرض است واين عرض كمي از عرضيت آن به خاطر بي عرضه گي مسئولان است يا به خاطر مسائل بين الكشوري است كه مابقي آن را فرهنگ  ساختن تشكيل ميدهد. فرهنگ ساختن ما بر اين مبناست كه بايد مقداري  از فرايند ساختن خراب شود .(عكس آن نيزصادق است- شاعري كه شعرش را بدون ويرايش كردن عرضه كند قابل ستايش است). فرايند ساختن يا خيلي الهي است  يا آنقدر زميني كه بيش از نيمي از آن را بايد زير زمين جست وجو كرد. واين نيز بر مي گردد به مساله زمان كه ما زمان را در خطي بودن صرف  اش قبول مي كنيم يا در كاملن غير خطي بودن اش(انتظارواعتقاد به  معجزه ) .

ظاهرا همه از به تاخير انداختن ونيمه كار رها شدن ساخت بلوارها ، پل ها ، خيابان ها ووو  اعتراض داريم.اما آيا ما واقعن اعتراض داريم ؟

در اين وضعيت  شايد تنها بشود به جنگ ها ايمان آورد وقتي بدون ريا وبدون از دست دادن فوت وقت انجام  ميكيرند . شايد هم  بتوان به  تروريست ها  آفرين گفت كه زمان را براي كارشان تسخير مي كنند .(وقتي دار ودسته ي بن لادن برج ها را پايين ريختند جرج نيز به اين فكر افتاد كه وقت را از دست ندهد.) به نظر تو همين تروريست ها روشنفكران واقعي نيستند؟!!

زياد جاي تعجب ندارد. تا زماني كه  علم پزشكي داراي هزاران نوشتار توصيه گري است ودر پيشنهاد ميزان ويتامين بدن انسان ها كم رويي نمي كند و تازماني كه دغدغه پر كردن شكم داريم  ، مي توانيم به طور كاملن وقيحانه اي شعار بدهيم.مي توانيم انقلاب كنيم . ميتوانيم شعر بگوييم وبخوانيم . مي توانيم رييس جمهورمان را انتخاب كنيم.مي توانيم ....

 

چهره ی مرگ در روز روشن تر است یا در شب؟(اصلن مرگ  که خود خورنده ی چهره  هاست چهره دارد؟)

 

 

به اميد ديدار                        

د.د.ت - دو هفته پیش