تلاش دهان های کفتار :
تلاش دهان هاي كفتار: بر زمين كشانده مي شود به طرز فجيعي و وقيحي
، من آن روز آفتابه در دست كنار پيراهن گل گلي يكي از مادر بزرگ هايم ايستاده بودم.-
تراكتور داشت شخم مي زد/ مرغ داشت يك كت خلباني ي 500 گرمي به تن مي كرد / عموداشت گلدان در يخچال مي گذاشت/ مهمان داشت بلندگو تعمیر می کرد/میزبان داشت
همیشه براي روحدرستي هموطنان يك مادر بزرگ خواب آلود در ذهنم نگه مي دارم
ساعت ۹ صبح یکی در می زند می گوید: گفتار را پيرو نازيسم كن
( جو منو گرفته میخوام صدای اردک دربیارم .میخام برم تو انباری و مارک روی بشکه رو بخونم)
به خودم فشار آوردم یه سری افکار جورواجور تو کله داشته باشم
به لرز فشار آوردم
هموطنان به طور مختصر در کنار حجله های دست دوم از مصنوعی بودن بادکنک حرف می زنند
یک ساعت بعد بلند گو اعلام می کند پاییز شروع شده به خانه هایتان برگردید
تراکتورباز با یقه اش در آن طرف باغچه من در این طرف گفتار ِ کتْ خلبانی توی انبار عمو هم با آفتابه از هند بر می گردد
میخام داد بزنم
اما یکی قبل از من داد می زنه: آلت من زیر درخت آلبالو کم شده
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 4:18 توسط مراد فروهر
|