لایه های گوسفندي ي گوسفندان در دهان ام

مرا به یاد  می اندازد

بوی تلخ  ِ در از قبل در صنوبر

از امتداد هاي نفسانيت امرها  با كاهش مواجه است

من يك روزي مقداري خود بودم            پشكل در همان روز  به فن مندي اش فكر (هم) مي كرد

بالا پريدم

پايين پريدم

چه کسی بود  گهواره ام  را تكان داد؟

 

گوساله اي بر علف ها

ميشي در كنار زاغ

مترويي  لاي پلك ها

هنوز هم لازم است بگويم؟

 

یزد ۱۱/۱۰/۸۷ س ۱۱:۲۰