زمان يك خرگوش است با بوته اي در انتهاي باغ

خرگوش خواب مي بيند :

خرگوش ها خواب مي بينند:

در فرايندهاي مشكوك آب وجود دارد

درمردن آب وجود دارد

وقتي كسي مي ميرد يك ماهي ي گنده جلوي دهانش مي ايستد

ماهي با عصبانيت مي گويد:

اوسسسوبب

اوسسوووب

اوسسوب اووووسسووب

وبوته ها رشد مي كنند وپرنده ها آواز مي خوانند

باغبان آه مي كشد وترانه اش  را احمقانه مي خواند

زمان يك خرگوش است

با بوته اي در انتهاي باغ

اگر باران نبارد

باغ خرگوشي است در انتهاي بوته

 

وپروانه ها آواز مي خوانند

وپرندگان پرواز می کنند

وباغبان دراز مي كشد

 

 

يزد - دهدشت  وبرعكس / اسفند 86