
انتخابات وانتخابات به علاوه ی سکو
1)
تا زمانی که یک نظام سیاسی وجود دارد ، مردم ، یا حداقل بخشی از مردم نیز وجود دارند . درحقیقت مردم تنها به خاطر موجودیتی سیاسی است که معنا می یابند و موجود می شوند. مردم همانگونه که دو ماه مانده به انتخابات وجودشان دارای وجود می شود ، قبل از آن نیز بود ه اند . اگر بر آنها ظلم رفته به احتمال خیلی زیاد قبل از همین دو ماه های مانده به انتخابات است که ظلم بر آنها رفته است.اگر مردم خواست ها و حرف ها وعقایدی دارند در زمانی دارند که موجودیتی سیاسی یا به عبارت ساده تر چیزی به نام دولت یا حکومت وجود دارد. اینگونه نیست که مردم در همین دوماه مانده به انتخابات وجود داشته باشند . اگر کسی یست سال به طور عملی و علمی سکوت کند ، در واقع وجود دولت یا دولت ها و در کنار آن مردم را نادیده گرفته است. در چند ماه مانده به انتخابات مردم شکل پیشینی از خود را با خود آورده وآن را آرایش می کنند. آن را رنگ می زنند. مردم محتوایی از شکل خود را در این زمان به سمت سکو پرت می کنند واین محتوی ی شکل گونه که در طول دوران غیبت کاندیداها ساخته وپرداخته شده وقتی روی سکو پرت می شود هم خالی است هم خالی نیست. چراکه نه شکل است ونه محتوی. این شکل محتوی مانند یا این محتوی ی شکل مانند، به خاطر همین دوگانگی اش از دسترس دور است وباید این توده ی در هم فرو رفته را به طور اتفاقی در جایی غیر از جای خودش پیدا کرد ونام مردم را بر آن نهاد.
2)
انتخابات کلمه ای سیاسی نیست .اما باید آن را در فرهنگ علوم سیاسی جستجو کرد . وقتی آن را می شنویم به حادثه ای فکر می کنیم که سراسر سیاسی است. اما با این حال این کلمه در فارسی دارای لفظی سیاسی نیست. مثل کلمه ای چون " وزیر" نیست که هم در نوشتار کهن ما بوده و هم به شخصی سیاسی یا در واقع به صاحب منصب یا رجل سیاسی اشاره دارد و نه مثل کلمه ی کاندیدا است که هم از بلاد خارجه امده ولفظ اش با لفظ سیاست نیز مطابقت دارد. انتخابات حتی مثل کلمه ی " رای " نیز واجد لفظی سیاسی نیست. اما بااین حال مهمترین نقطه ای است که در یک نظام سیاسی وجود دارد و همه ی موجودیت این نظام حول همین نقطه می چرخد وهمه ی کلمه های سیاسی – بیشتر آنها – در زیرسایه ی این لفظ واجد معناها یی می گردند. کلمه ای که در وهله ی اول لفظ بودن اش اشاره به واقعه ای- رخدادی - سیاسی نمی کند و در خوانش های مداوم اش هست که این خاطره را به ذهن می آورد و سیاسی می گردد ، از چه چیز حکایت می کند؟ آیا به این اشاره نمی کند که در جغرافیای فرهنگی ای که این کلمه در آن به زبان آورده می شود نشانی از امر سیاسی به معنای واقعی آن درابتدای اَمری بودن اش وجود ندارد . و آیا حکایت نمی کند از اینکه هنوز جامعه دارای ساز وکارهای سیاسیک نیست؟ حزب نیست .تشکیلات نیست واگر هستند، آماتور هستند ؟ ومهتراز همه، آیا به این موضوع اشاره نمی کند که فرهنگ ما نتوانسته کلمه ای بیافریند که به طور خاص سیاسی باشد وآیا خود این مساله ناشی از این نیست که فرهنگ ما فرهنگی انتقادی نبوده و در مسیرهایی از همان حضور و غیاب مردم قرار نگرفته است ؟ وتا مادامی که مردم به عنوان یک مکانی کدر و نقطه ای سیاه وتاریک ( همان گونه که لفظ مردم دربرخی از متون قدیم به معنای آن نقطه ی سیاه داخل چشم بوده یاهمان مردمک) می باشد یا در هنگام عبور پادشاه ومانند آن موجودیت می یابد، کلماتی سیاسی- فرهنگی نخواهیم داشت یا کم خواهیم داشت؟
هیچ کس نیست که با شنیدن کلمه ی انتخابات به یاد چیزی دیگر غیر از انتخابات بیفتد ، وفرد نمیتواند اشتباه کند که چیزی دیگر هست با آنکه لفظ این نیست. به عنوان مثال یک دانشجو نمیتواند با شنیدن کلمه ی انتخابات به روزی فکر کند که دانشجویان قرار است تعدادی واحد درسی را برای ترم جدیدشان انتخاب کند.او حق اشتباه را در این مورد ندارد. در واقع لفظ از ابتدا با او صادقانه برخورد نمی کند.لفظ از همان ابتدا به او فشار می آورد.کلمه در محمل خود ننشسته است. وقتی در یک زبان کلمه هایی مثل انتخابات وجود دارد که لفظی وارد شده از بیرون در خود دارند و این لفظها برخوردی کاریزماتیک وار از خود نشان می دهد و با وجود آنکه می توانند ابهام داشته باشند اما ندارند در واقع به این مساله اشاره می کنند که زبان ترسیم کننده نیست. وبه همین علت ترسیم ها منجر به شکل ها نمی شوند .
3)
تجربه ی انتخابات در کشور ما نشان داده که انتخابات یک آیین است وبا خود آیین هایی به همراه می آورد . در این آیین افراد به آرایش نیروهای خود می پرازند .هیچ چیز ازآرایش فراتر نمی رود. چیزی که افراد را وارد توهم یک مکالمه می کند ، چیزی است جدا از یک وضعیت سیاسی ناشی از یک امر سیاسی .به همین خاطر در این آیین هر اتفاقی ممکن است بیفتد. حالا چه ما آن را دو ماه زودترپیش بینی کرده باشیم چه در یک لحظه. این آیینی بودن انتخابات در جهانی با مرام شرقی و با مشخصات قومگرایی ی قوی بیشتر چهره ی خود را نشان می دهد. به همین خاطر است که حکومتیان درکشوری چون کشور ما نیز به جای تاکید برسیاسی بودن انتخابات تاکید بر الهی بودن آن می کنند وحضور در پای صندوق های رای را وظیفه ای شرعی به حساب می آورند. اعتقاد به شق القمر کردن یا نکردن ِ کاندیداها همواره ذهن مردم را به خود مشغول داشته است. چرا که آنها به انتخابات به عنوان یک آیین نگاه میکنند. در این آیین باید نیروهای فوق بشری قدرت خود را نشان دهند. همه ی کشمکش ها بر سر همین است .به همین خاطر زیاد جای تعجبی نیست که وقتی فردی ناشناخته تر وارد شود فوق بشری تر رویت می گردد و احتمال پیروزی اش بر رقبا بیشتر است. حاکمان در چنین جهانی نیز خود را مافوق بشری می تصورانند وبه همین خاطر آرایش نیروها دیگر در چنین جهانی ، آماده سازی( آمده سازی) و برگزاری بهترآیین هاست. تلاش برای خارج نمودن انتخابات از وضعیتی آیینی در نخستین قدم آن است که از نمایشهای انتخابات محوری پرهیز کنیم.