تبليغاتX
فرار از راه از فرار
یکشنبه یازدهم اسفند 1387
 

اگر عملکرد ارایه ی  نقد ادبی  و هر متن ادبی را به صورت نوشتاری  بسی فراتر از صورت گفتاری - شفاهی اش در نظر بگیریم آنگاه متوجه خواهیم شد که چه قدر ما عقب هستیم. میل به نقادی انجمنی  و  رو در رو به خاطر اینکه فرهنگ ما هنوز به نوشته شدن  و نوشته داشتن عادت نکرده است و نیز ترس های ناشی از حضور ِ غول آسا و سلطه خواه ِ این فرهنگ در مورد بازبینی ها و  واکاوی ها و رد شدن های  سرسری  و سراسری  همچنین فشار وارد شونده از بالا  ـ  بالاها در سنت وآداب و  فرهنگ  و خاک ما فراوان است ـ  وجهت دادن این فشارها که باعث رویگردانی از وفور نوشتار شده است. در همین علت های معلوم ونامعلوم است که نگاه ما در نهایت بر سنگ می ماند .  وبلاگ نویسی می تواند نمونه ای باشد جهت غلبه بر این سیطره ی مداوم قرن اندر قرن و  روان جویی نهفته و مخفی در این بدنه ی پر پیچ وخم. همانگونه که خود کلمه ی لاگ نیز در لفظ خود به معنای و مفهوم نوشتار اشاره می کند. اما سلطه گری  نامبرده نیز به طور کاملن مرموز و آزادخواهانه ای وارد همین یک مقدار لاگ شده است. پس زیاد جای تعجب نیست ادامه ی فرسایش فردیت ها و ظهور جمع بازی ها به خاطر سویه ی کاملن آسوده خاطرو فریبنده ی آن در فضای  قابل دسترس وسهل الوصول فضای ظاهرن مجازی اینترنت.

وقتی به پیام های هم استانی هایم  برای وبلاگم نگاه کردم و یک مروری کلی بر آنها نمودم ، دیدم که چقدر اوضاع زیبا است!  از آنجایی که برای وبلاگ قبلی ام در قالب پرشین بلاگ که از سال ۸۲ شروع به کار کرد ( اکثر کاربران اینترنتی استان مخصوصا شاعران ، نویسندگان ، فعالین حوزه ادب ، سیاست ، فرهنگ و غیره در آن زمان به طور عملی با اینترنت آشنا نبوده یا استفاده نکرد ه اند . بیشتر آنها از دو سال اخیر شروع به نوشتن کرده اند .) پیام زیادی  از سوی این هم استانی های عزیز داده نشده  - در واقع به جز یکی دو نفر  - پیام های وبلاگ ام  را در بلاگفا مرور کردم . یعنی از دی ماه ۸۴ تا ۱۰ اسفند ۸۷.  میزان پیام هایی که با مطالب نوشته شده در وبلاگم در ارتباط بوده یا حداقل ارتباط را داشته بسیار پایین بوده ( با همه ی احترام ام برای صاحبان این پیام ها) و این نشان می دهد که یک باردیگر باید تو خود حدیث مفصل بشنو از این مجمل را  گوش کنم..

میزان مرتبط بودن پیام های داده شده از سوی افراد هم استانی ام با متن نوشته شده در همان زمان  به صورت درصد  در زیر آمده است. درصد ها نسبت به خود آن شخص است .مثلا کسی که 10 پیام داده و5تای آن ها  مرتبط بوده شده 50% .  من حداقل ارتباط را در نظر گرفته ام و گرنه بیشتر این پیام ها دارای ارزش ادبی - انتقادی ناچیزی هستند :

رضا اکوانیان ۳۳٪  - مسعود محمدی منش۲۰٪  - مهرگان نام آور ۳۳٪  - علی حسینی ۳۳٪  ـ م .افسر ۴۰٪   - احسان گنجی ۰٪  - رضا سیدی پور ۰٪ - محمود آرام ۰٪ - سوده نگین تاج ۶۷٪   - صادق پوردیان ۶۷٪ - طاهر اکوانیان ۷۵٪   ...........

به جز اکوانیان و نگین تاج وپوردیان بقیه درصد پایین دارند .و کلن میانگین شده است :   ۳۳٪

 جاهایی  ارتباط باید بهم بخورد یا مجبور است قطع شود و این قطع نشانه ای از وصل بودن را ه ها به هم هست .من نمی گویم ۱۰۰٪ اما کاش به طور ابتدایی از هر ۱۰ پیام ۳تا بی ربط  با متن نوشته شده در وب من یا هر وبی باشد نه برعکس. 

افرادی نیز بوده اند که یک دو بار پیام داده اند و بیشتر آنها یا حال واحوال پرسی نموده اند یا تبلیغ  کرده اند وتعداد کمی نظرشان  حداقل ارتباط را با متن داشته است.آوردن اسامی آنها در این حساب مشوش زیاد لازم نبود. داوود افشین پور - طاهره نام آور-  - فریدو ن هاشمی - صدرامحقق - فضل الله یاری -  طهمورث بوذری - وبلاگ  انجمن دیگان - رحمان دادگستر - علی مرادی و...

 ...                  ...                          ...                     ...                 ...                ...

گاهی وقتها از نوشتن بعضی مطالب بدم می آید.

...                                                    ...                                                   ...

+ نوشته شده در 10:56 توسط خدامراد فروهر.