تبليغاتX
فرار از راه از فرار
جمعه بیست و نهم آبان 1388
در زخم هایم مقداری زندگی است/ نمی شود به کسی نشان اش بدهم/ آن را به شکل مرگ خواهند دید./

 

+ نوشته شده در 14:51 توسط خدامراد فروهر.
سه شنبه بیست و ششم آبان 1388
از خانه بیرون می زنم

تا از دور نگاه اش کنم

+ نوشته شده در 22:8 توسط خدامراد فروهر.
سه شنبه نوزدهم آبان 1388
آدم های فرناندو بوترو

فرناندو بوترو (fernando-botero) نقاش کلمبیایی است. ظاهرا بش از۲۵۰۰ نقاشی کشیده است.از زندگی آدم ها در خانه و باشگاه ها وچمن ها و دستشویی هاگرفته تا زندانی های ابوغریب. عمده نقاشی های اش تصویر  مردان و زنانی است که بزرگ تر از حد معمول دیده می شود.آدم های بوترو عمدتا چاقالو و گوشتین هستند.هم زن ها وهم مردها. فقط لپ های باد کرده- باسن های بزرگ، ران ها ودست های بادکنکی و شکم های گنده را در نقاشی باترو نمی بینیم.سکون وسکوتی که درتمام این بزرگیت های نهفته وآشکار در این آدم ها وجود دارد و انگار تا ته استخوان این آدم ها( اگر بتوان به مرحله از تخیل رسید که برای این ادم ها استخوان تصور کرد) رسیده است و همين نقاشی های بوترو را وارد مرحله ای دیگر کرده است. در نقاشی زیر، زن روی جمن ها خوابیده است. مرد کنار اش بیدار است.کنارشان موز وسیب وبشقاب و... وجود دارد.همه این ها وجود دارد.زن در این نقاشی  به گونه ای خوابیده که انگار به این منظور درست وساخته شده است. مرد به روبرو زل نزده است. او خيلي آرام و متين به جايي نگاه مي كند. مرد موجود در این صحنه و همه ادم هاي موجود در نقاشي هاي اين نقاش متين، آرام ، موقر، ساكت، خاموش، هستند.آنها به هرجايي نگاه كه مي كنند، نگاه شان به زل زدن و به نگاه مبتني بر درخواست هيچ بدل مي شود. انگار در آن طرف صحنه كسيآن ها را صدا زده است. نگاه هايشان به خنثي بودگي منجر ميشود. در اين نقاشي ها نگاه همواره از خود دور مي شود. همبستگي بالاي اين تن هاي گوشتالو و پرواري ، با همين  خاصيت ها است  كه مي توان به اين نقاشي ها ساعت ها نگاه كرد.( مثل خود همين ادم ها)

24af92b58c6e85 - عکس

24af935b001465 - عکس

یک خبر:

امروز جلسه ای به صورت تریبون آزاد در باب آزادی در دانشگاه بادکنکی یزد برگزار شد. عمده ی دانشجویانی که پشت تریبون می رفتند عمدتا نالان  از نبود آزدی های مدنی بود. تا آن جایی که من البه در جلسه بودم. و آن هایی که به صورتی کاملن اسلام گرایانه (در قالب طرفداران دولت - یا در قالی بسیجیان ) حضور داشتند نسبت به بقیه جمع کم تر بودند.و عمدتا نیز مورد مضحکه ی مخالفان قرار می گرفتند.(!) عمدتا صحبت ها و حرف ها ی هر دو طرف سفسطه و بیان های مقطع و گلایه ای واربود.که نشان از دو چیز دارد: اولی خفقان موجود ونبود جلساتی اینگونه و دوم نداشتن فضای نقادی .

 من نیز صحبتهایی کردم مبنی بر اینکه زیاد مهم نیست که بحث کنیم و نشان بدهیم جامعه ی آزادی نداریم بلکه مهم این سوال است که نشان دهیم چگونه می توانیم آزادی ها را بدست بیاوریم.چون  هزاران موردهست که نشان می دهد جامعه ای آزاد نیستیم. با اشاره به تحلیل ژیژیک ازآن لطیفه ی خودکار آبی وخودکار قرمز و زندانی- این را بحث نمودم که حکومت ۱۳ ابانی را می خواهدکه بر اساس رمزهای خودش ساخته شده .۱۳ آبانی که حکومت آن رابه صورت عملی انتزاعی صرف در آمده اجرا میکند. اما حالا که مردم ودانشجویان آن را از انتزاعی بودن اش خارج می کنند حکومت دچار ترس می شود. و.. کمبود وقت و ...

+ نوشته شده در 13:19 توسط خدامراد فروهر.