
مقتول زیبا بود
چاقو زیبا بود
نیمکت زیبا بود
گلفروش زیبا بود
روز پنج شنبه زیبا بود
در هوای سرد یکی لبو می فروخت
یکی از شعر های زن ها ومورچه ها :
گارسون به میز نزدیک می شود
گارسون از میز دور می شود
گارسون ناپدید می شود
گارسون می آید
گارسون خم می شود
گارسون به لیوان ها خیره می شود
گارسون به سقف نگاه می کند
گارسون زیر میز می رود
گارسون مورچه را می بیند
گارسون به مورچه لبخند می زند
گارسون بلند می شود
گارسون به زن لبخند می زند
گارسون به لیوان ها لبخند می زند
گارسون به بیرون می رود
گارسون ناپدید می شود
گارسون می آید
گارسون به میز نزدیک می شود
گارسون به انتها نگاه می کند
گارسون زیر میز می رود
کرج /۲۲ مرداد ۸۷/۶ عصر